شعری برای تو

برای هادیم که الان دور از منه

معشوقت آنجاست...

 

دلت را به جایی بسپار که معشوقت آنجاست

قدر این لحظات را بدان،

امیدوار باش به هر کجا که رویاهایت پر می کشند

و یقین بدان که ترا ناکام نمی گذارند

آن لحظه که خورشید می دمد

بیدار می شوی و او را خمیازه کشان می بینی

در پستی و بلندیهای زندگی

او تا لحظه آخر با تو خواهد ماند،

دلت را به جایی بسپار که معشوقت آنجاست

آه که چها خواهی کرد اگر آرزوهایت برآورده شود

خانه ای زیبا با پرده های سبز اطلسی خواهم ساخت

چقدر زیبا خواهد شد

دوست داشتنی ترین خانه دنیا،

و ترانه عاشقانه سر خواهم داد

به یاد و خاطره ات،

عاشقانه ترین ترانه دنیا

و آن را بر هر کوی و برزن خواهم نوشت، فقط و فقط برای تو

و تا ابد ترا در آغوش خواهم فشرد

آن لحظه که غمگین و اندوهگینی

آنقدر در خود غرقی که راه به جایی نمی بری

رفتنش را باور کن

گیتارت را بردار و برایش ترانه ای بسرای

بگو چه گریه ها که نکردی

آن لحظه که اشک ریزان از خواب پریدی

و پنداشتی او مرده است

و دردمندانه، آنگاه که صدای نفسهایش را شنیدی

او را در آغوش فشردی و دوباره گریه سردادی

دلت را به جایی بسپار که معشوقت آنجاست

آه که چه ها خواهی کرد اگر آرزوهایت برآورده شود

در خانه زیبایم با آن پرده های سبز اطلسی

فرزندانم،

دوست داشتنی ترین بچه های دنیا زندگی خواهند کرد

و حتی اگر دل آسمان بگیرد، دل ما شاد خواهد بود

چرا که عاشقیم

و عاشقانه ترین عشق دنیا از آن ماست

و من آن را بر بال باد خواهم نوشت، فقط برای تو

و تا ابد تو را در آغوش خواهم فشرد.

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

و تو آمدی...

و تو آمدی... 

از دوردستها......

از سرزمین عشق......
و مفهوم عاشق بودن را به من آموختی..........
با تو کامل شدم.......
با تو بزرگ شدم......
با تو الفبای عشق را آموختم.......
ندای قلب عاشقم را به گوش همه رساندم......
تو نیمه گمشده ام شدی........
حال که اینچنین شیفته توام

باش تا در کنارت آرامش بیابم....
حتی برای لحظه ای از من جدا نشو......
بدون تو دستم سرد است........
بدون تو آغوشم تهی و لبریز درد است......
به حرمت عشقمان...
بدان که تا ابد نام تو بر قلبم حک شده........
دوست دار همیشگی تو
مریم

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

میدانم که می آیی

خیلی خستم

داغونم

هادی شدیداً بهت احتیاج دارم

از کلاس زدم بیرون

نتونستم بشینم

نتونستم درسو گوش بدم

دستام درد میکنن، یه درد عصبی

حالم خوب نیست

چند بار تماس گرفتم هادی گفتن نیستی

مسیر دانشگاه تا خونه رو گریه کردم. ولی بازم دلم پره، به شونه هات

احتیاج دارم بیش تر از هر وقت دیگه ای

دلم خیلی گرفته

نمی تونم بگم...

نمی تونم بنویسم

آخه همه حرفا که گفتنی نیست!

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٥ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

بعضی ها

بعضی از آدم ها به تو فکر می کنند !

بعضی از آنها به تو توجه می کنند !

بعضی ها عاشقت می شوند !

بعضی ها آرزو دارند هدیه شان را بپذیری !

بعضی ها فکر می کنند که تو برای آنها یک هدیه ای !

بعضی ها دلتنگت می شوند !

بعضی ها برای موفقیت هایت جشن می گیرند !

بعضی ها قدرتت را تحسین می کنند !

بعضی ها می خواهند فقط با تو باشند !

بعضی ها حمایت تو را می خواهند !

بعضی ها می خواهند فقط با تو حرف بزنند !

بعضی ها تنها می خواهند دستت را بفشارند !

بعضی ها می خواهند که تو همیشه شاد باشی !

بعضی ها می خواهند همیشه سلامت باشی !

بعضی ها برایت آرزوی سعادت دارند !

و بعضی شانه هایت را برای گریه هاشان !

و همه احتیاج دارند تا این ها را به تو بفهمانند !

اما : هرگز , از آرزوی کسی مگریز !!

شاید این تنها چیزی باشد

       که آن ها در زندگی دارند !!!

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۳ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

تو...

امشب باز شب توست

امشب باز شب از تو گفتن است

و شبی است غرق سکوت

و من در این سکوت

تو را می بینم

تو را می شنوم

 و تو را می خوانم

و من این سکوت را می پرستم

سکوتی که پر از صدای توست...

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۸ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

دوستت دارم


بیشتر از آنچه که تصور میکنی دوستت دارم و
بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم
بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی
جز تاریکی و سیاهی ندارد!
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ،
دوستت دارم چونکه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی!
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم
و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است
از طرف من به تو!
از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که
معنای واقعی عشق را به من ابراز کردی و آموختی!
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و
به جز تو کسی لایق این قلب بی طاقت من نیست
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ
کسی هست که عاشق و دیوانه تو می باشد !
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و
در آغوش خود بفشارم!
عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ،
پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یک سو ،
و من و تو نیز یک سوی دیگریم!
عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا
تو را عبادت میکنم!
عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ،
و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست!
تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا که
می نگرم تو را میبینم .
دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ،
آنقدر دوستت دارم که دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست!
مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشکهای تو!
با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم
با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است!
عزیزم دوستت دارم … چون که در میان اینهمه عاشقان تو
توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درک کنی زندگی ام را !
عزیزم دوستت دارم… چون که این قلب کوچک و پر از عشق مرا
در قلبت طلسم کرده ای و نگذاشتی هیچ کس دیگر قلب مرا از تو بگیرد !
اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ،
با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم که
دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و
به من بنگرند و شرمنده شوند!

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٧ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

انتظار

بیا که لحظه لحظه های انتظار

تمام وجود خسته مرا

به نیستی کشانده است...

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۱۱:٥٢ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

حال من خیلی عجیبه... دوست دارم پیشم بشینی

فقط کسانی معنی دلتنگی رو می فهمند که طعم وابستگی رو

چشیده باشند...

پ.ن: امروز هم به تنهایی سپری شد... با یاد تو

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ توسط مریم نظرات ()

دیگه خسته شدم از تنهایی...

باور می کنی؟؟

          دلم گرفته. ..

    یه آسمون..یه زمین..

         یه دریا...

       یه دنیا...

دلم گرفته..

 کاش اینجا بودی..

 کاش پیشم بودی..

کاش بودی...!

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۱ساعت ۱:٥٢ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()

بیا

تورا میخوانداین دل امشب ای جان

سرم را کی تومیگیری به دامان

   ............ .........

دلم امشب تورا گیرد بهانه

شده چشم دلم ازغصه گریان

 ............ .......

هوای دیدنت در دیده من

فضای سینه ام ازغم پریشان

   ............ .....

سراسرنقش جان درانتظاراست

وجودم از فراغت گشته نالان

       ............ ......

به پایت می نشینم تا بیایی

اگرچه پای عمرم گشته لرزان

       ............ .

دلم رابا نگاهت آشنا کن

توکه دارد نگاهت طعم باران

     ............ ....

بیا ای وصل تو درمان دردم

رهایم کن زبند هجروحرمان

 

+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط مریم نظرات ()